متن آهنگ بازار مکاره از لیلا فروهر

تو بازار مکاره؛ که سقف آبی داره

هر کی تو جنب وجوشه؛ آرزو می فروشه

وای همه خریدار؛ چه قده شلوغه بازار

هر چیزی رو اوردن؛ یا دیر یا زودی بردن

دل دیوونه رو اما نبردن؛ اگه بردن دوباره پس اوردن

دل دیوونه شیدای رونده؛ رو دست صاحب بیچاره مونده

حالا نشسته صاحب دل؛ بازار رو کرده منزل

تو های وهوی بازار؛ تو قیل وقال بسیار

چشمش به دلبرونه؛ به سوی این و اونه

مال ومنال و بردن؛ خواب و خیال و بردن

دل دیوونه رو اما نبردن؛ اگه بردن دوباره پس اوردن

دل دیوونه شیدای رونده؛ رو دست صاحب بیچاره مونده

ببین چه شرو شوره؛ هر گوشه ایش یه جوره

با اینکه داغه بازار؛ دل مونده بی خریدار

تا کار دنیا اینه؛ بخوای نخوای همینه

گنج طلا رو بردن؛ شور و نوا رو بردن

دل دیوونه رو اما نبردن؛ اگه بردن دوباره پس اوردن

 

 

لیلا فروهر بازار مکاره

 

 

 

دل دیوونه شیدای رونده؛ رو دست صاحب بیچاره مونده

تو بازار مکاره؛ که سقف آبی داره

هر کی تو جنب وجوشه؛ آرزو می فروشه

وای همه خریدار؛ چه قده شلوغه بازار

هر چیزی رو اوردن؛ یا دیر یا زودی بردن

دل دیوونه رو اما نبردن؛ اگه بردن دوباره پس اوردن

دل دیوونه شیدای رونده؛ رو دست صاحب بیچاره مونده

ببین چه شرو شوره؛ هر گوشه ایش یه جوره

با اینکه داغه بازار؛ دل مونده بی خریدار

تا کار دنیا اینه؛ بخوای نخوای همینه

گنج طلا رو بردن؛ شور و نوا رو بردن

دل دیوونه رو اما نبردن؛ اگه بردن دوباره پس اوردن

دل دیوونه شیدای رونده؛ رو دست صاحب بیچاره مونده